تبلیغات
بی جوابی - ای داد بیداد....ای...!
سه شنبه 14 دی 1389

ای داد بیداد....ای...!

   نوشته شده توسط: ویكی كاكس    

چه دردی كشیدم...
نمیدونم كسی اینطوریشو دیده یا نه
البته باید یه هنوز آخر جمله‌ بالام اضافه كنم چون حتما خواهید دید...!
تو صف نونوایی بربری مردی رو دیدم كه آروم دستش رو طرف نونوا دراز كرد و آروم تر از حركت دستش طوری كه حتی نمیخواست توجه نونوا رو جلب كنه گفت :


...صد تومن نون بدین...

شاید ...
شاید......
نمیدونم باید...
باید چی گفت...؟!

نونوا یدونه نون برداشت سه قسمت كرد و...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر