تبلیغات
بی جوابی - برای بچه های ریشدار 2
پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390

برای بچه های ریشدار 2

   نوشته شده توسط: ویكی كاكس    

یهو تمام افكت های نوری و صوتی خاموش شدن...
انگار خورده باشه تو پر كارگردان.
یه لامپ معمولی بالاسرمون روشن شد.
-- بینم مگه تو عربی...؟!
- نه...!
-- پس واس چی عربی حرف میزنی...؟!
- واس همون كه تو فارسی حرف میزنی.
-- بینم میذاری امروز كاسبی مونو بكنیم یا میخوای اذیت كنی؟!
- ای بابا من چكار دارم.فقط خواستم احساس غریبی نكنی.
-- خیل خب.من میرم از اول میام.بخوای ... كچلك بازی در بیاری میفرستم اقوامم برات نی بزنن و نی بندازنا...!
- باشه.
ببین...!
-- ها...؟
- حالا كی پخش میشه...؟!
-- نوچ، شیطونه میگه همچین بزنم...
دستشو میخواست ببره بالا كه بزنه اما ...
بیشتر فهمیدم داستان چیه اما ...

-- اهم... از اول...!!!!تق تق تق... اون بیسو بده بالا نور و میزون كنید...حاضرید؟!
یابن مصطــــــــــفی...! احمدرضـــــــــا...!
- بله...با منی؟!
-- آره با خودتم.چرا نشستی؟
- نمیتونم پاشم.
-- چرا ؟!
- حال ندارم.
باز همه چی بهم ریخت...
-- پسر میزنم بتركیا...!
- ای بابا خب چته...؟!
-- بابا مگه تو اون نیستی كه پول نداره ویلچیرشو تعمیر كنه؟! قرار بود من بیام اینجا شفاش بدم یسره اش كنم دیگه ویلچیرم نخواد.
- برو بابا خدا روزی تو جای دیگه حواله كنه.من چیزیم نیس كه بیا... آها آهـــا..آها آهــــآ...اینم یه وارو...اینم هلیكوپتری.سكه هم میخوای بزنم راحت شی؟!
-- نكن نكن این لهو و لعب رو جلو من نیا...!
یكم سكوت حاكم شد.نمیدونم رفت تو تاریكی كجا و برگشت.اما وقتی اومد لحنش خیلی فرق كرده بود.
-- اِ میگم... حالا تو اسمت چیه عزیزم؟


Foot Issues
یکشنبه 15 مرداد 1396 16:01
Hi! I could have sworn I've visited your blog before but after looking at many of
the posts I realized it's new to me. Regardless, I'm
definitely happy I found it and I'll be book-marking it and checking back frequently!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر