تبلیغات
بی جوابی - قبیله‌ی بی چتر
سه شنبه 11 بهمن 1390

قبیله‌ی بی چتر

   نوشته شده توسط: ویكی كاكس    

یكی اومد...بارون میومد...گفت مهمون چترم باش...توچشاش نگاه كردم ...حس همراهی تونگاش نبود...زیر بارون خیس شده بودم اما بهم خوش میگذشت
بالباسای خیسم كفشای پاره وپیرم راهم برام لذت بخش بود...حس همراهی تونگاش نبودامایه حسی توچشاش بود
كه خزیدم زیرچترش
گفت همراهم باش گفتم راه من باراه تو؟كجا میری؟
گفت راهمون یكیه وبیراهه نیست
............
اما بود
من نمیدونستم بارون اززیرچتر چه شكلی بود.دیدم امنه "گرمه"دلنشینه
تا نمیدونستم زیر بارون بهم خوش میگذشت اما وقتی زیر چتر رفتم نه زیر چتر نه زیر بارون دیگه زندگی نكردم
سرپیچ اول چترشو دزدید و رفت ومن تاانتهای دنیا بی چتر زیر بارون رفتم
ما قبیله بارون زده بودیم كه ازبارون هراسی نداشتیم
ماقبیله بی چتر با بارون زنده بودیم
حالابارون نمیباره
زمینا خشك شدن ولی بازم زیرچتریم؟
قبیله بی چترهرچی كه بارون بباره
سنگ بباره
گوله وآتیش بباره
گرچه بی چتره
اماآزاده!


سیخونك :‌ قبیله بی چتر ما نبودیم.چترمون خدابود و بارونمونم خودش .اومدن اون جماعتی كه ادعامیكردن دستیارخدابودن وولیش روزمین...!
قبیله مابی چترنبود ما چترم كه نداشتیم زیر بارون خیس نمیشدیم.

سیخونك دوم : این پست... و این تیتر كار قلم من نبود...
میشناسینش...نیكی یكی از قدیمیای این بلاگه...دستش درد نكنه...!

تو بلاگ های همسایه هم بخونید:
به قلم اونكه با لگدم تو بهشت نمیرفت...!

تمام حرفاها...!(با لگد)


ask a psychic
چهارشنبه 10 آبان 1396 18:14
من حتی نمی دانم که راه من به اینجا رسید، با این حال اعتقاد دارم این پست عالی بود.
من متوجه نمی شوم که شما ممکن است مطمئنا باشید
شما در حال رفتن به وبلاگ نویس معروف زمانی که شما در حال حاضر نیست.
به سلامتی!
What is the tendon at the back of your ankle?
دوشنبه 16 مرداد 1396 03:59
Wow, this post is fastidious, my sister is analyzing these things, so I am
going to inform her.
plaza.rakuten.co.jp
شنبه 14 مرداد 1396 16:35
I’m not that much of a internet reader to be honest but
your sites really nice, keep it up! I'll go ahead and bookmark your site to come back in the future.
Cheers
Paul
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 16:44
Good post. I learn something new and challenging on blogs I stumbleupon on a daily basis.
It's always exciting to read articles from other authors and
use something from other websites.
hade3
جمعه 5 اسفند 1390 11:50
merc niki....
پاسخ ویكی كاكس : حال کردی ها...!
م
یکشنبه 16 بهمن 1390 21:01
پیش طوفان سرشکم چه محل باران را؟
پاسخ ویكی كاكس : بی خیال...!
ایول داری...!یكی هم پیدا شد براما شعر بگه...!
مریم
شنبه 15 بهمن 1390 23:37
اونوخت این بارونه بند نیومد؟
وقتش نیس یه مطلب جدید بذاری کمی هم بخندیم و شاد باشیم
اون از پیمان که رفته این از سحر که چترشو گم کرده اینم از تو که چترت انگار سوراخه
در ضمن ویکی خان من لهجه ندارم فارسی حرف میزنم آه بیا و ببین مثل بلبل (آره جون عمه ام)
پاسخ ویكی كاكس : لهجه....!
واسا میگردم به موقع یكی دیگشو برات میكشم بیرون!به من میگن ویكی گیر...!
بیتا
شنبه 15 بهمن 1390 20:21
سلام

امیدوارم زود زود اینجا یه پست ببینیم که پر شادی باشه
پاسخ ویكی كاكس : ای بابا...!
كاشكی...!
مــــــ
شنبه 15 بهمن 1390 13:15
اولاً ما بیشتر! سرور هم شما بیشتر!

دوما! به روز باشید! کل ایران بارش تموم شده! در وبلاگ شما همچنان باران مشاهده می شه!!!
آپ کنید
پاسخ ویكی كاكس : اهكی...!انگار لم كار دستت نیومده...منو آپ؟!به این زودی؟!ایم پاسیبل
مــــــ
جمعه 14 بهمن 1390 19:51
shoma sarvari
ye bar dg biao ghalebo bebin
behtar nashod?
پاسخ ویكی كاكس : كلا خوبه اما من یبار دیگه میام كه تایید كنم...!
salime
جمعه 14 بهمن 1390 14:13
بارون الان نیاز به چتر نداره اینقدر نم نم داره میاد که خیس نمیشیم هیچ وقت!
این تقصیر کیه؟خودمون؟جامعمون؟کی...؟چرا باید بارونو دیگه حس نکنیم؟شاید اونا عوض نشن ولی ما چی؟یعنی نمیتونیم بازم قبیله ی خیس خورده شیم؟!....
بسیار زیبا بود مر30
پاسخ ویكی كاكس : زیبا تر اینهمه فكر بود كه تو نظر تو چرخید و اینجا مارو هم روشن كرد...خواستنی ای..!
مــــــ
جمعه 14 بهمن 1390 11:30
قشنگه اما فوق العادع سنگینه كه برای ما دیزلی ها بلا میشه...!


ایــــــــ که گفتیــ یعنیــــــــ چه؟!
پاسخ ویكی كاكس : قالب بلاگتو گفتم...!
كیو آی...!
سحر
جمعه 14 بهمن 1390 11:25
سلام ویکی نازنین ..
ببین چه همه ذوق مرگ میشن ..خب زود به زود اپ دیگه ...!
پاسخ ویكی كاكس : خیلی خوب...!
سعی میكنم.باید یه مدت بیفتم باز تو روزنامه ها...!
لیدوما
جمعه 14 بهمن 1390 10:40
همین که بعد از مدت ها اپ کردی یعنی تغییر دیگه!
پاسخ ویكی كاكس : متلك؟!
داشتیم؟!
باشه...!
اپامه
جمعه 14 بهمن 1390 00:03
سلام ویکی نازنینم
خیلی خوشحالم عزیزم که می بینمت
وقتی دیدم آپ کردی ،کلی حال کردم
پاسخ ویكی كاكس : قربونت برم من الهی الهی..!
خوشحالم كه خوشحالت كردم...!!!!!!!!
سحر
پنجشنبه 13 بهمن 1390 19:17
سلام .. چرا اینجوری نصفه نیمه جواب کامنتارو دادی ؟
پاسخ ویكی كاكس : شركت بودم و هزارتا استرس...تا میومدم دمتا كامنت جواب میدادم و فرار...!
خیلی خنده دار بود
میلاد
پنجشنبه 13 بهمن 1390 13:45
شاید چترمون رو سوراخ کردن که نمی دونیم چتر داریم یا نداریم
پاسخ ویكی كاكس : خدا كنه فقط با چتر و سوراخ همین یه جمله رو بتونیم بسازیم...
مریم
پنجشنبه 13 بهمن 1390 13:40
هه ... هه ... وای وای ترسیدم
نگو تروخدا
نشناختی منو ویکی جان
نبین اینقدر بی زبونم
اونوخت که وقتش باشه منم زبون دارم
راستی احمد ... اه ویکی ... من گفتم احمد؟ نه جان خودت بگو من گفتم احمد؟
گفتم ویکی ..... چی ماخستم بگم یادم رفت
پاسخ ویكی كاكس : نه خیرم چی خودت خستم بگی...!
اینم شد لهجه كه تو داری؟!
مریم
پنجشنبه 13 بهمن 1390 12:35
مرسی...باعث افتخاره...
شعر قشنگیه
اوه اوه چه با کلاس...مرسی... باعث افتخاره
بابا کلاس بابا مدرسه بابا دانشگاه
بهت نمیاد اینقد با کلاس باشیا
پاسخ ویكی كاكس : اینکه از لینک دونیت اومدی بلاگم باعث افتخاره.مطمئن باش یه روز از این که منو به خودمونی تر شدن دعوت کردی پشیمون میشی.حالا ببین...!!!!!هه
یه ضعیفه
پنجشنبه 13 بهمن 1390 12:18
نه نمیشناسم این نیکیو
ایشون معرف حضور نیستن
می تونی معرفی کنی ایشون رو
بی صبرانه علاقه مندیم که ایشونو بشناسیم
پاسخ ویكی كاكس : ازقدیمیای این بلاگه...یاد اون روزا به خیر.تیم ملی بود بلاگم.چهار پنج نفر بودیم که مینوشتیم.یکی یکی رفتن...!
لیدوما
پنجشنبه 13 بهمن 1390 12:00
به قول سحر چه علاقه ای داری تو به لگد؟! حالا من دو نمره از تو باهوش ترم اینکه دیگه لگد نداره!
الان با دوستم بیرون بودیم یک بارونی میاد که چشم چشمو نمی بینه...دوستم می گفت وا...تو چرا چترتو باز نمی کنی گفتم ما قبیله بی چتریم من به قبیلم خیانت نمی کنم!!اما بعد دیگه دیدم دارم میشم مثل دوش حموم این بود که مجبور شدم خیانت کنم!
پاسخ ویكی كاكس : من كلا اعصابم كه خورد میشه باید هی درودیوارو گاز بیگیرم...برو كنار بینم اون دیوار پشت سرت خیلی نانازه...!چه خوب كه زیر بارون هنوز احساساتی میشی...!
لیدوما
پنجشنبه 13 بهمن 1390 11:56
سلام
دو روز نبودما! چقدر اینجا تغییر کرده!
قشنگ بود..دست نیکی درد نکنه...یادم افتاد به یه نامه سرگشاده که از پیمان معادی توی نت خوندم...گفته بود اگه حرف نمی زنیم از ترس نیست از بی کسیه...آزادی بیان داریم اما آزادی بعد از بیان نداریم!! قبیله بی چتر چوب دو سر طلاست نه اینوری ها قبولشون دارن نه اونوری ها شاید واسه همینه که آزادن...
پاسخ ویكی كاكس : سلام چه فرقی كرده مگه؟!
مــــــ
چهارشنبه 12 بهمن 1390 20:01
الآن دلم بارون خواست
پاسخ ویكی كاكس : واسا یه صحبت كنم بینم چی میشه...!
سحر
چهارشنبه 12 بهمن 1390 19:41
میگم کاراته باز شدی !
لگد ..!!

پاسخ ویكی كاكس : كمربندم قاطیش هست فاكتور گرفتم...!
سحر
چهارشنبه 12 بهمن 1390 19:40
eeeeee..!!
نیکی ! همون اول اولا بودش . خیلی وقت بود دیگه نبود .
یعنی ما نمی دیدمیش !
حالا چه جوری از قضا اومده برای قبیله بی چترقلم زده ؟دستش درد نکنه .
آیکون آدمی که میخواد از همه چی سر دربیاره !}
@ نیکی : سلام ....مررسی..
پاسخ ویكی كاكس : نیكی..آره همون نیكی...!یادته چه بارسلونایی بود اینجا...؟!
اونوقتا كه هیچكی قدرمارو ندونست و تو جایی چاپمون نكرد...!هه...!
سحر
چهارشنبه 12 بهمن 1390 19:38
"اما خوش میگذشت "
همش از همین میاد . از همین خوش گذشتانا !
پای لرزش هم باید نشست خب .
از این حرفا خوشم میاد :آدم بی چتر آزاده .این آزادی رو به خیس شدن و سنگ و آتیشو همه چی ترجیح میدیم ..
قشنگه ..اما حیف که فقط قشنگه !
پست فلسفی کامنت فلسفی هم داره دیگه !

پاسخ ویكی كاكس : لیدی...!
اونه که یهو فیلسوف میشه...
خــــودمـــونـــی
چهارشنبه 12 بهمن 1390 16:42
پاسخ ویكی كاكس : تقدیم خودت مرسی
سعیــــــــــده
چهارشنبه 12 بهمن 1390 12:08
بالام جان
ای شمایی که سی......ا .......سی مینویسی و این جور پستا رو میگی بزرگونه و پستای ما رو بچه گونه ....
ما تا فرهنگمون درست نشه ..... شخصیت آدما بالا نره .... واقعا توقع داری آدمای سی**اسس**مون با شخصیت بشن؟؟
حالا رو فرهنگ سازی من اسم میزاری و کوچیک میبینیش؟؟

آخه برادر من شما از این همه سکوت ملتی مینالی که انگار نه انگار هر روز سیا***سی***ون دارن گند میزنن تو مملکتشون و اینا هم دهنشون محکم بستن و بازم میگم ما اهل شیعه نیستیم .***روح خمینی آمد*****مرگ بر ام*ری*کا

قربونت برم مطمئناً اگه فرهنگ ادما بالا بود و شخصیتشون واسشون ارزش داشت وضع ما اینی نبود که الان هست ...

سیا**سی نوشتن هم خوبه اما نه اینکه مایه اصلیشو که فرهنگه فراموش کنیم ..........

پاسخ ویكی كاكس : حالا چرا شاکی شدی؟من فقط یکم شوخی کردم بات...میخاستم دلتو ریش کنم با اون کامنت
سعیــــــــــده
چهارشنبه 12 بهمن 1390 12:01
سلام !
یعنی اینو تو ننوشته بودی؟پس چرا تو گذاشتی؟
بعد مگه مردم بیکارن بنویسن بدن تو بزاری؟
خودت که بیتر تری

ما خیس بارونیم ! چترمون آسمونه خداس! ما عاشق بارونیم ! گرما بخشمون خداس !!

پاسخ ویكی كاكس : نه کار من نبود.هرکار کردم جدی باشم نشد...سفارشی دادمش نیکی...نوکرتم
مریم
چهارشنبه 12 بهمن 1390 11:56
چتر باران خورده ات را باز کن

چند سطر پس از باران

چشمهایم را ببین که هوایت دیوانه شان کرده

دلم تنگ تنگ است

سلام ویکی
خیلی قشنگ بود
هر چند قلم خودت نبود
راستی از لینک دونی وبلاگم اومدم وبت
پاسخ ویكی كاكس : مرسی...باعث افتخاره...
شعر قشنگیه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30